السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
779
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
1287 - ( 12 ) عبدالرحمان بن حجاج گويد : « از امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كردم : از مردم براى شخصى به صورت نسيه جنس مىخرم و ضامن او مىشوم . پس از مدتى وى درهم هايى را كه بدهكار است ، نزد من مىآورد . من درهمهاى مرغوب را براى خود برمىدارم و به طلبكاران درهمهاى نامرغوب مىدهم . امام عليه السلام فرمود : در صورتى كه ضمانت كند ، به طورى كه گاهى [ از سوى فروشندگان كالا ] تحت فشار قرار گيرد و به ناچار پيش از دريافت درهم از آن مرد ، آن را بپردازد و گاهى پس از تحويل آن را نگه دارد ، اشكال ندارد . » 1288 - ( 13 ) محمد بن قيس از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هركس درهم ، وام دهد پس شرط نمىكند ؛ مگر دريافت مثل آن را . آنگاه اگر بهتر از آن به وى داده شد ، بايد بپذيرد و هيچكس به خاطر قرض دادن درهم نبايد به صورت شرط بر مركب وام گيرنده سوار شود يا كالايى را از وى عاريه كند . » 1289 - ( 14 ) محمد بن حسن صفّار گويد : « به امام اخير « 1 » نوشتم : شخصى صد درهم از ديگرى طلبكار است و او را از اين جهت در فشار قرار مىدهد . بدهكار مىگويد : ده روز ديگر نزد تو مىآيم و بدهىات را مىپردازم ؛ در غير اين صورت تو هزار درهم بدون مدت و بدون شرط از من طلبكار خواهى بود . طلبكار نيز براى اين مطلب گواه مىگيرد و سپس گواهان را براى گواهى دادن فرا مىخواند . امام عليه السلام در پاسخ مرقوم فرمود : براى گواهان شايسته نيست كه جز به حقّ شهادت دهند و براى طلبكار شايسته نيست مگر آنكه حقّ بگيرد - انشاءالله . » 1290 - ( 15 ) غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه : « امام باقر عليه السلام فرمود : شخصى نزد على عليه السلام آمد و گفت : من مالى را از كسى طلبكارم و او هديهاى براى من مىآورد . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : آن را به حساب طلبت بگذار . » 1291 - ( 16 ) يعقوب بن شعيب گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى بيست دينار بابت پيشخريد خرما يا جنس ديگرى مىپردازد و ده دينار يا بيست دينار نيز به فروشنده وام مىدهد . امام عليه السلام فرمود : شايسته نيست ! هرگاه وام ، سودآور باشد ، شايسته نيست ! و سؤال كردم : شخصى از طرف معامله و شريكش تعدادى دينار به صورت وام درخواست مىكند و او به وى وام مىدهد ولى اگر رابطهء شراكت و معامله با هم نداشتند و درخواست كننده سودش به وى نرسيده بود ، به او قرض نمىداد .
--> ( 1 ) . علامه مجلسى از پدرش نقل مىكند كه مقصود ، آخرين امامى است كه رو در رو از وى روايت مىشود و غالباً اين عنوان بر امام هادى عليه السلام گفته مىشود و گاهى نيز بر امام حسن عسكرى عليه السلام و در موارد نادر ، بر امام زمان ( عج ) اطلاق مىشود .